طنز ، رازهای موفقیت ، سرگرمی ، زندگینامه ، مدل لباس و...
|
|
نشان لياقت عشق فرمانروايي كه مي كوشيد تا مرزهاي جنوبي كشورش را گسترش دهد ، بامقاومتهاي سرداري محلي مواجه شد و مزاحمتهاي سردار به حدي رسيد كه خشم فرمانروا را برانگيخت وبنابراين او تعداد زيادي سرباز رامامور دستگيري سرداركرد. عاقبت سردار و همسرش به اسارت نيروهاي فرمانروا درآمدند و براي محاكمه و مجازت به پايتخت فرستاده شدند.
فرمانروا با ديدن قيافه سردار جنگاور تحت تاثير قرارگرفت و ازاو پرسيد : اي سردار، اگر من ازگناهت بگذرم و آزادت كنم ، چه مي كني ؟
سردار پاسخ داد : اي فرمانروا ، اگرازمن بگذري به وطنم بازخواهم گشت و تا آخرعمر فرمانبر تو خواهم بود.
فرمانروا پرسيد : و اگر ازجان همسرت درگذرم ، آنگاه چه خواهي كرد؟ سردار گفت : آنوقت جانم را فدايت خواهم كرد! فرمانروا ازپاسخي كه شنيد آنچنان تكان خورد كه نه تنها سرداروهمسرش را بخشيد بلكه اورا به عنوان استاندار سرزمين جنوبي انتخاب كرد.
سردارهنگام بازگشت ازهمسرش پرسيد: آيا ديدي سرسراي كاخ فرمانروا چقدر زيبا بود؟ دقت كردي صندلي فرمانروا از طلاي ناب ساخته شده بود؟
همسر سردار گفت : راستش را بخواهي ، من به هيچ چيز توجه نكردم.
سردار با تعجب پرسيد : پس حواست كجا بود؟ همسرش درحالي كه به چشمان سردار نگاه مي كرد به او گفت : تمام حواسم به تو بود. به چهره مردي نگاه مي كردم كه گفت حاضر است به خاطر من جانش رافدا كند!
نوشته شده توسط شهناز | لينک ثابت | موضوع: مطالب عاشقانه |
نوشته های عاشقانه بهار عاشق بود و زمين معشوق عشق بی تابی می آورد و بهار بی تاب بود زمين اما آرام و سنگين و صبور .... و بهار پرده از عاشقی برداشت . آن هنگام كه رازش عظيم گشت و عشقش مهيب و جهان حيرت كرد ..... خاك جان يافته است نكند سنگ شوي نكند بااين همه شور دلتنگ شوي باز كن پنجره هارا وبهاران را باوركن كنار سفره هفت سين براي من هم دعا كن. حرف شب عيد تو نيستی هفت سينم چيدن نداره می گن عيده ولی ديدن نداره ببين قلبم شکست اما نترسی ترقه بازی ترسيدن نداره يکی خواستش دل و چيزی نگفتم دل خالی که دزدين نداره تو این ديونه رو باز امتحان کن ولی عاشق که سنجيدن نداره می گی شايد که خوابم رو ببينی چشای خيس که خوابيدن نداره می گم چشم تو باشه قبله من؟ می گی چش که پرستيدن نداره هوای چشمم امشب ابر ابره وليکن نای باريدن نداره نگات کاش چشمه بود و مال من بود حالا دریاست و نوشيدن نداره ازت خواستم بپرسم اما ديدم جواب نه که پرسيدن نداره هميشه سبز باشيد مثل بهار سال نو بر هم
کلاغه سر درخت نشسته بود پنير برگر ميزد روباه مياد پاي درخت ميگه: چطوري جيگر، چه سري چه دمبي، چه تيپي ايول بابا، نيست بالاتر از تريپ مشکي رنگ يه حالي بده ، يه دهن برامون آواز بخون کلاغه هم پنير و ميزنه زير بالش ميگه: انرژي هسته اي ، حق مسلم ماست, آموختهاي کوچک من آموخته ام که هميشه کسي هست که به ما احتياج دارد. آموخته ام که هيچ وقت هيچ وقت قضاوت نکنم. آموخته ام که انسان هاي بزرگ هم اشتباه مي کنند. آموخته ام که هميشه هميشه بخندم. آموخته ام که هرگز نگذارم کسي عصبانيتم را ببيند. آموخته ام که به انسان ها مانند سکوي پرتاب نگاه نکنم. آموخته ام که هرگاه که ترسيده ام ،شکست خورده ام. آموخته ام که غرور انسان ها را هرگز نشکنم. آموخته ام که هرگز وابسته کسي نباشم دم آيد در ديار خويش هم هر دلي ديدم همه از سنگ بود در مزار سينه ميمرد آرزو يكه تاز شهر دلها ننگ بود هر طرف مرغ دلم پرواز كرد آب بود و دانه بود و دام بود چون نگه كردم به چشمي آشنا صحبت از آغوش و جام و كام بود تا بچينم يك گل از شاخه وفا جستجو كردم به دشت سينه ها اي دريغا رنگ بود و رنگ بود آنچه ديدم ..در همه آيينه ها تقدير را در گوشه اي از زندگي ام باختم با ياد چشمان تو با درد غربت ساختم اي کاش من هم مثل تو محو تماشا مي شدم يا مثل فکر آبي ات همرنگ دريا مي شد
عشق يعني مستي و ديوانگي عشق يعني با جهان بيگانگي عشق يعني شب نخفتن تا سحر عشق يعني سجده ها با چشم تر عشق يعني سر به دار آويختن عشق يعني اشک حسرت ريختن عشق يعني در جهان رسوا شدن عشق يعني مست و بي پروا شدن
عشق يعني با پرستو پر زدن عشق يعني آب بر آذر زدن عشق يعني چواحسان پا به راه عشق يعني همچو يوسف قعر چاه عشق يعني بيستون کندن به دست عشق يعني زاهد اما بُـت پرست عشق يعني همچو من شيدا شدن عشق يعني قطره و دريا شدن عشق يعني يک شقايق غرق خون عشق يعني درد و محنت در درون عشق يعني يک تبلور يک سرود عشق يعني يک سلام و يک درود
عشق است و آتش و خون داغ است ودرد دوري کي مي توان نگفتن کي مي توان صبوري کي مي توان نرفتن گيرم پري نمانده گيرم که سوختيم و خاکستري نمانده با دوست عشق زيباست با يار بيقراري از دوست درد ماند و از يار يادگاري گفتي از روز سفر گفتم از من مگذر مجنون ليلا رفتي بي بال و بي پر
نوشته شده توسط اميد | لينک ثابت | موضوع: مطالب عاشقانه |
|
|